وبلاگ خبری - فرهنگی - آموزشی دیار سبز دارابکلا

 مجموعه جلسات مسائل اجتماعی - روانشناختی

با حضور دکتر محمودرضا هاشم ورزی

 

مدير گروه سلامت رواني، اجتماعي، اعتياد و الكل - دانشگاه علوم پزشکی مازندران

 

جمعه های ماه مبارک رمضان

بعد از نماز ظهر و عصر

مسجد جامع دارابکلا


جلسه دوم جمعه 93/04/20 با موضوع خانواده سالم

 (جلسه صمیمی ویژه جوانان بعد از سخنرانی اصلی)

 

کانون فرهنگی هنری شهدای دارابکلا


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 تیر1393 توسط صادق

 مجموعه جلسات مسائل اجتماعی - روانشناختی

با حضور دکتر محمودرضا هاشم ورزی

 

مدير گروه سلامت رواني، اجتماعي، اعتياد و الكل - دانشگاه علوم پزشکی مازندران

 

جمعه های ماه مبارک رمضان

بعد از نماز ظهر و عصر

مسجد جامع دارابکلا


جلسه اول جمعه 93/04/13 با موضوع اعتیاد و خانواده

 

کانون فرهنگی هنری شهدای دارابکلا

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 12 تیر1393 توسط صادق

نه قراردادای چندصد میلیونی و میلیاردی دارن
نه پورشه سوارن
نه تو مهمونیای خاک برسری میگیرنشون
نه پول اصلاح سرشون ده برابر درآمد ماهانه یه خونوادست
نه براشون یار هفتم (دوازدهم) میفرستن
نه بهشون تو فلان برج خونه میدن
نه هیچی دیگه
مردن مرد.... مرد
دستتون طلا. ممنون که دل هممونو شاد کردید
باشد تا اونایی که گفتم درس عبرت بگیرن از غیرتتون

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 تیر1393 توسط صادق


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 8 تیر1393 توسط صادق

با توجه به برخی از انتقادها، آهنگ ویرایش شده رو از زیر دانلود کنید.

دانلود صوتی لینک 1     لینک 2   bia2ahang.org


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 خرداد1393 توسط صادق

من که فرزند این سرزمینم ، در پی توشه ای ، خوشه چینم
شادم از پیشه ی خوشه چینی ، رمز شادی بخوان از جبینم

قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین ، کجا دست حسرت زند بر دامان

ای خوشا پس از لحظه ای چند آرمیدن ، همره دلبران خوشه چیدن
از شعف گهی همچو بلبل نغمه خواندن ، گه از این سو به آن سو پریدن

قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان
خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین ، کجا دست حسرت زند بر دامان

برپا بود جشن انگور ، ای افسون گر نغمه پرداز
در کشور سبزه و گل ، با شور و شعف نغمه کن ساز
قلب ما ، بود مملو از شادی بی پایان
سعی ما ، بود بهر آبادی این سامان

خوشه چین ، کجا اشک محنت به دامن ریزد
خوشه چین ، کجا دست حسرت زند بر دامان
خوشه چین ، کجا دست حسرت زند بر دامان

 

دریافت با صدای استاد بنان 

دریافت با صدای سالار عقیلی

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 18 خرداد1393 توسط صادق

سومین برنامه گفتمان دینی 

با موضوع سبک زندگی دینی و تاثیر منفی ماهواره بر خانواده ها

سخنران: دکتر اعتصامی ( معاون بنیاد غدیر استان )

زمان : یکشنبه، چهارم خرداد ساعت ۶ عصر

مکان: حسینیه شهدای دارابکلا


نوشته شده در تاريخ جمعه 2 خرداد1393 توسط صادق

پیرو نامه(اینجا مشاهده کنید)ای که رونوشت آن بدست سر کار خانم ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست رسید، ایشون طی نامه ای به مدیر کل حفاظت محیط زیست استان جویای مسئله شدند. آقای دکتر مهردادی با ارجاع نامه به اداره محیط زیست شهرستان خواستار بررسی موضوع و تهیه گزارش از منطقه مذکور شدند.

از این رو آقای فغانی ریاست محترم اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ساری به همراه دکتر خوجه معاون و کارشناس محیط زست شهرستان جهتبررسی وضعیت چشمه موزیار (ریگ چشمه کیجار دره) عازم منطقه شدند.

پس از بازدید به عمل آمده با توجه به پایین بودن دبی آب چشمه و ارزش حیاتی آن برای اکوسیستم جنگل آقایان خوجه و فغانی مخالفت شدید خودشون رو با این طرح اعلان کردند.

 ایشون اظهار داشتند که در بخش اداری و دولتی هر کاری که از دستشون بربیاد برای جلوگیری از این طرح و حفاظت از این منطقه انجام می دهند و همچنین از مردم بومی منطقه خواستند که حتما پیگیر مسئله باشند و اجازه هیچگونه تعرضی رو به این موهبت الهی ندهند.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 9 اردیبهشت1393 توسط صادق
سلام

با توجه به این بخش از صحبت های آقای مهاجری ("هر چند می دانم هنوز ضوابط و ملاک ها در این زمینه مشخص نشده است اما تا شروع نشود به سرانجام نخواهد رسید.") و با هدف آغاز اینکار برای مشخص شدن ملاک ها و معیار ها با اجازه دوستان وبلاگ نویس برتر فروردین رو اعلام می کنیم.

خوب کسانی که می خواستند نظر بدند دادند تا حالا.

با اینحساب دارابکلا 20 با رای بیشتر به عنوان وبلاگ نویس برتر در فروردین ماه سال 93 معرفی می شند.

ضمن تبریک به آقای قلی زاده از ایشون می خوایم که نام کتاب یا مبلغش رو عنوان کنند تا حاج آقای مهاجری زحمت اون رو بکشند.

انشاالله تا معرفی برترین های ماه بعد ملاک ها و معیار ها تعیین شه.

با تشکر از همه دوستانی که نظر دادند و همکاری کردند به خصوص آقا علی اکبر طالبی و حاج آقا مهاجری.

(داخل همین پرانتز گلایه می کنم از آقای علی اکبر طالبی که ایده ی اینکار رو دادند ولی دیگه پیگیر موضوع نشدند.)


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 7 اردیبهشت1393 توسط صادق

نامه زیر در تاریخ 93/01/31 به صورت حضوری تقدیم آقای مهندس جلالی ریاست محترم سازمان مراتع و جنگل های کشور شده.

طی تماسی که امروز از دفتر مهندس جلالی شده اخبار خوبی به گوش رسیده که انشاالله بعد از قطعی شدن اطلاع رسانی میشه.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 توسط صادق

سلام

مطلبی که در ادامه میاد رو جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد جواد مهاجری در بخش نظرات پست " وبلاگ داران و کامنت گذاران بخوانند. (علی اکبر طالبی) " ارسال داشتند.

لازم دیدم این پیام رو به عنوان یه پست قرار بدم تا سایر دوستان وبلاگ دار و کامنت گذار نظرشون رو در همین پست بیان کنند.

با تشکر از ایشون 


سلام علیکم

با توجه به گذشت یک ماه از سال 1393 و طبق اعلام قبلی این جانب آمادگی خود را جهت پرداخت هزینه هدیه به وبلاگ نویس برتر دارابکلا، اعلام می دارم.

لطفا مبلغ کتاب مورد نظر خود را اعلام نموده تا برایتان واریز نمایم و یا این که نام کتاب را بفرمایید تا تهیه کرده و در اسرع وقت خدمتتان ارسال نمایم.

هر چند می دانم هنوز ضوابط و ملاک ها در این زمینه مشخص نشده است اما تا شروع نشود به سرانجام نخواهد رسید.

پیشنهاد می کنم اولین هدیه به برادر گرانقدر جناب آقای طالبی اهدا شود چرا که بی شک حضور بی وقفه ی ایشان در به روز رسانی وبلاگ ها و پی گیری ایشان در جهت جلب خواننده در این مدت باعث رونق وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی در دارابکلا شده است.

پیش به سوی جهاد فرهنگی با وبلاگ های اسلامی - اخلاقی در راستای اعتلای اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 اردیبهشت1393 توسط صادق

ایستگاه صلواتی هیئت قمر بنی هاشم به مناسبت تولد حضرت فاطمه(س)

ادامه عکس ها



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 اردیبهشت1393 توسط صادق

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 31 فروردین1393 توسط صادق

بازدید مهندس منصور رضایی کلانتری مدیر امورمنابع آب ساری و میاندرود از چشمه و آبشار موزیار

به همراه آقای تقی زاده دهیار اوسا و جمعی از دوستان

بعد از ظهر پنجشنبه ۲۸ فروردین ۹۳

بعد از بازدید آقای رضایی از محل چشمه و آبشار موزیار ایشان با اذعان به کم نظیر بودن آبشار موزیار در سطح استان و توریستی بودن منطقه چشمه موزیار هرگونه برداشت آبی را که منجر به از بین رفتن آبشار و این منطقه گردشگری باشد را مردود دانستند.

ایشان اظهار داشتند طبق قانون چشمه هایی که استفاده بهینه ای از آنها نشود در صورت تقاضای اشخاص حقیقی یا حقوقی آب آنها با حق برداشت ۹۰ درصدی واگذار می گردد و استفاده آب شرب بر مصارف کشاورزی و سایر امور اولویت دارد اما در این مورد با توجه به این که این منطقه، منطقه ای گردشگری به حساب می آید امکان برداشت آن وجود نخواهد داشت.

همچنین ایشان در پاسخ به پرسش یکی از حاضرین مبنی بر اینکه پروژه برداشت و انتقال آب این منطقه توسط شرکت توسعه پردیس لالیم در چه وضعیتی قرار دارد گفتند مجوزی که توسط اداره امور آب شهرستان ساری و میاندرود صادر شده یک ساله بوده و مربوط به بیش از یک سال پیش است. و در حال حاضر فاقد اعتبار می باشد.


بزودی اطلاعات بیشتری در مورد چشمه و آبشار موزیار و پروژه برداشت و انتقال آب در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

ادامه عکس ها

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین1393 توسط صادق

اولین جلسه دوره مقدماتی تربیت مربی(آقایان) قرآن کریم با حضور بیست نفر از جوانان دارابکلا در خانه قرآن حضرت رقیه(س) برگزار شد.

این دوره به صورت هفته ای ۲ جلسه در یک روز  و در عصر جمعه برگزار می شه.

هزینه این دوره برای هر نفر ۱۴۰ هزار تومان بوده که با هماهنگی شورای اسلامی و شورای قرآنی دارابکلا هزینه از دانشپذیران دریافت نمیشه.

این دوره برای اولین بار در شهرستان میاندرود در حال برگزاری هست. علاقه مندان می تونند برای ثبت نام تا روز جمعه ۲۹ فروردین به آقای سعید چلویی مراجعه و نام نویسی کنند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 فروردین1393 توسط صادق

عزاداری هیئت قمر بنی هاشم(ع) دارابکلا

بعدازظهر روز چهارشنبه ۹۳/۰۱/۱۴

که با بارش شدید بارون همراه شد.

 به دلیل بارش بارون هیئت به سمت مسجد جامع حرکت کردند و به امامزاده باقر نرفتند.

 

 عزاداری در مسجد جامع قبل از نماز مغرب و عشاء

 آغاز بخش دوم مراسم با قرائت زیبای قرآن توسط آقا مچتبی رمضانی (بعد از نماز مغرب و عشا)

 چند دقیقه مداحی توسط مسن ترین پیرغلام دارابکلا به سبک قدیم.

 برنامه تقدیر و تشکر از پیرغلامان اهل البیت.

 

 جمعیت حاضر

 

 

 سخنران این مراسم حجت الاسلام نصوری (معاون مرکز مهدویت قم)

 و پذیرایی به صرف شـــــــــــــــــام

 

 من به سهم خودم به همه کسایی که زحمت برپایی این مراسم رو کشیدند و همینطور ایده جالب تقدیر و تشکر از پیرغلامان دارابکلا رو دادند و اجرا کردند تشکر می کنم.

خدا قوت


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 فروردین1393 توسط صادق

دانلود از اینجا یا اینجا و یا اینجا


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 12 فروردین1393 توسط صادق

                                                      به نام خدا

سلام به وبلاگداران وکامنتگذاران محترم دارابکلا و همه کسانی که به نوعی با فضای مجازی سروکار داشته و دارند.

چند وقتی ست به این فکر افتادم تا به شیوه دوستان مطلبی بنویسم تا آن را در فضای مجازی منتشر کنم.

هریک از دوستان بنابر دغدغه های ذهنی خود و به فراخور مقتضیات، موضوعی را انتخاب، و پس از تجزیه وتحلیل به انتشار آن در فضای مجازی اقدام میکردند. همینجا جا دارد از آقای قلی زاده به خاطر فراهم کردن چنین بستری تشکر کنم.

در همین راستا بنده هم به نوبه خودم فرصت را مغتنم یافتم تا در باره فضای مجازی - به طور کلی - و همچنین در باره هرچه کیفی تر کردن مطالب و کامنتهای وبلاگهای دارابکلا - به طور خاص - آنچه که در ذهنم میگذرد را در قالب نوشته ایی(البته ناقص) منتشر کنم.

 در اخر پیشنهادی را ارائه خواهم کرد تا شاید بتواند مفید فایده باشد.

چند ماهی میشود که اینجانب در فضای مجازی فعالیت محدودی دارم. البته نه به عنوان وبلاگدار ، بلکه به عنوان کامنتگذار و صرفا استفاده کننده از دانش و مطالب وبلاگداران محترم روستای دارابکلا، که انصافا ثابت کرده اند که از توانایی و استعداد بالایی در زمینه فعالیت در عرصه مجازی برخوردارند.

این مدت برای شخص بنده فواید زیادی در بر داشت که باعث شد بر اطلاعات و آگاهیهای اینجانب به طور چشمگیری اضافه شود.

همانگونه همه مستحضرند، روز به روز به تعداد وبلاگهای دارابکلا افزوده میشود. به هزار و یک دلیل این یک اتفاق بسیار میمون و مبارک است که نیازی به برشمردن آثارمفید آن نیست.

از همین فرصت استفاده میکنم و به تمامی عزیزانی که در عرصه فضای مجازی فعالیت میکنند، اول سلامی ویژه و دوم خسته نباشید و خدا قوتی ویژه تر عرض میکنم.

در ادامه برای روشن تر شدن موضوع بحث میخواهم سوالی را مطرح کنم که در ادامه به شرح و بسط آن خواهم پرداخت. و آن اینکه هدف از ایجاد وبلاگ و ورود به عرصه مجازی چیست؟ آیا صرفا ایجاد وبلاگ است؟ آیا صرفا محلی برای پرکردن اوقات فراغت و محلی برای وقت گذرانی است؟

فضای مجازی فضایی است که شخص میتواند با فراهم کردن مقدماتی نه چندان زیاد، خود را به دنیایی از اطلاعات و داده ها مرتبط کرده، و به نسبت، خود از آن تاثیر پذیرفته و یا حتی در صورت توانایی، خود بر دیگران تاثیرگذار باشد.

اینگونه که از ظواهر برمی آید و انگونه که از تعریف رایج آن دریافت میشود(تعریفی که در غرب وجود دارد)، وبلاگ یک صفهه شخصی ست برای وبلاگدار، که وی میتواند با رعایت یک سری اصول اولیه، هرآنچه در ذهن اومیگذرد را به صورت گسترده و بدون محدودیت زیاد و بدون هیچ قید و دلیل مشخص و محکمی، به عنوان نظر شخصی درج کند.

با توجه به مطلب بالا، آیا شخص میتواند هرآنچه در ذهن او میگذرد، ولو اینکه غلط و نادرست باشد را فقط با قید اینکه نظر شخصی اوست، بدون هیچ محدودیتی منتشر کند؟

به نظر بنده ی حقیر، هر انسانی(ما که مسلمان هستیم جای خود داریم) مسئول افکار و افعال خود است.

آدمی تا زمانی که فکر خود را ابراز نکرد و تا زمانی که فعلی مرتکب نشد، مسئول فکر ابراز نشده و عمل انجام نشده ی خود نیست(حداقل در این دنیا). ولی مادامی که فکر خود را منتشر ساخت و فعل خود را مرتکب شد، مسئول افکار و افعال خود است. زیرا ممکن است افرادی در نتیجه فعل و فکر آن شخص متاثر گردند و تاثیر پذیرند.

اگر آن فکر و فعل مثبت بود که چه خوب، هم فرد منتشر کننده سعادتمند میشود و هم فرد تاثیرپذیرنده. ولی اگر فکر و فعل منفی بود و یا اینکه برای مخاطب آن حداقل منفعت را نداشت، چه خواهد شد؟(ذهنتان را در پاسخگویی به این سوال باز میگذارم.)

پیرو مطالب بالا باید به این نکته توجه کنیم که عرصه مجازی به عنوان یک بازو و ابزار قدرتمند در خدمت دشمنان ایران و دین قرار گرفته که حقا بسیار عالی و سازماندهی شده، آن را علیه ما و امثال ما بکار گرفته اند.

فضای مجازی و اینترنت به عنوان رسانه ای مورد اعتماد، میتواند نقشی به سزا در شکل گیری شخصیت و افکار یک جوانان و نوجوان داشته باشد.

جوانان، امروزه هم بزرگترین تولید کنندگان دانایی و اطلاعات در جامعه، و هم بیشترین مصرف کنندگان آن هستند. این در حالی است که جوان ایرانی از احساس عقب ماندگی در رنج بوده و به دنبال پیشرفت و توسعه از طریق تحصیل است. بنابراین دسترسی و بهره مندی از فناوری اطلاعات و فضای مجازی یکی از مهمترین بسترها برای برخورداری از این دانایی است.

کامپیوتر و اینترنت و به طور کلی فضای مجازی نه تنها میزان و سطح اطلاعات نسل جوان را افزایش داده، بلکه بر تمایلات و گرایشات او نیز تاثیر گذاشته است.

فضای مجازی مثل هر ابزار دیگری مزایایی دارد و مضراتی. با توجه به شرایط کنونی، آیا مزایای آن بیشتر متوجه ماست یا مضرات آن؟ شاید پاسخ دهید که این بستگی به خود فرد دارد که چه استفاده ایی از آن بکند. بله، پاسخ درستی ست. ولی فرد چگونه به این آگاهی دست میابد که از مضرات آن دوری کند؟ با آموزش؟!! بله، باز هم پاسخ درستی است. ولی ما در اینجا یک چالش داریم. و آن اینکه، خانواده ، مسئولین و نخبگان فرهنگیمان چه آموزشی به جوان امروز داده اند تا او را از رفتن به سمت مضرات آن که اتفاقا بسی خوش رنگ و لعاب است، باز دارد؟

آیا رواست، مایی که این فرصت نصیبمان شده تا در عرصه فضای مجازی فعالیت کنیم، این فرصت را غنیمت نشماریم و یک گام هرچند کوچک در برابر سیل هجمه ها برنداریم؟؟

اینجاست که نقش وبلاگداران و کامنت گذاران و به طور کلی هر شخصی که به نوعی به بیان و انتشار افکار خود میپردازد، به عنوان نخبگان عرصه مجازی نمود پیدا میکند. شخص وبلاگدار و کامنتگذار باید از روزمره گی و فعالیتهای صرفا وقتگذران خود را جدا کرده و حرکت و فعالیتی در برابر این هجمه ها انجام دهد.

همه ی ما به نوبه خود کم وبیش دغدغه فرهنگ و کار فرهنگی را داریم. و همچنین همه ما از اینکه فرهنگمان(در زمینه های مختلف) در حال حرکت در مسیری که باید، نیست، در شِکوه اییم.  حالا که این فرصت را پیدا کردیم تا کار فرهنگی کنیم، چرا این فرصت را مغتنم نشماریم؟ کار فرهنگی محدود به مسجد و تکیه و ... که نیست. هست؟

همینجا لازم است خدمت دوستان عرض کنم، مطالب بالا کلی بوده و هیچ مخاطب خاصی ندارد. طرف صحبتهایم به طور کل یک جوان و نوجوان ایرانی ست، کسی که بدون هیچ برنامه و طرح و نقشه ایی، صرفا برای وقتگذرانی وارد عرصه مجازی میشود و بعضا اقدام به ایجاد وبلاگ میکند.

همانطور که از متن بر می آید، بنده حقیر متن خویش را در 2 قسمت ارائه نموده ام.

در قسمت اول سعی کردم اینترنت و فضای مجازی را در حد توان، به طور کلی و اجمالی مورد بررسی قرار دهم. اینکه فضای مجازی دارای مزایای فراوان است و البته اگر از ان درست استفاده نشود مضراتی نیز متوجه ما میگردد، که به نظر اینجانب همه عزیزان دانا به این امور هستند.

با توجه به مطالب قسمت اول، در قسمت دوم تلاشم را بر این قرار دادم تا با ارائه پیشنهادی، از مضراتی که ممکن است در اینده به ان مبتلا شویم جلوگیری شود، یا تاثیرات ان را به حداقل برسانیم. ما میتوانیم با کیفی تر کردن مطالب وبلاگها و کامنتها، به مرور زمان از مضراتی که متوجه ماست، دوری گزینیم.

اطاله کلام نمیکنم، فکر میکنم منظور را آنطور که باید، به حضور رساندم.

و اما پیشنهاد:

در چند ماه گذشته جوانان و نوجوانان دارابکلا توانسته اند با تکیه بر توانایی های بالای خود از طریق ایجاد وبلاگ، تاثیرگذاری موثر و مفیدی را بر گروه همسالان خود و حتی بالاتر از گروه سنی خود داشته باشند. به قول آقای طالبی، حبذا احسنت.

در راستای هرچه بیشتر کردن این تاثیرگذاری در جهت خوب و مثبت، پیشنهاد بنده حقیر این است که یک فضای رقابتی در عرصه فضای مجازی دارابکلا ایجاد کنیم. تا این وضعیت خوب و مناسب، تبدیل به یک وضعیت خوبتر و مناسب تر شود.

چگونه؟

در بازه های زمانی مشخص(مثلا 1 ماهه) با نظر سنجی یا تشکیل هیئت منصفه توسط خودِ وبلاگداران و کامنتگذاران،. وبلاگ برتر، پُست برتر و کامنت برتر را معرفی کرده و در صورت صلاحدید به وبلاگ، پُست و کامنت برتر جوایزی اهدا شود.

با تقسیم بندی مطالب و نظرات در 2گروه بزرگ طنز و جدی، میتوان در راستای هدفمند کردن مطالب مندرج شده در وبلاگها، و به طرف کیفی تر شدن مطالب وبلاگها گام برداشت و تاثیر گذاری مفید تر و موثرتری را ایجاد کرد.

در باره چگونگی تامین بار مالی این هزینه ها هم پیشنهاداتی دارم.

اول اینکه صندوقی تشکیل دهیم به عنوان صندوق وبلاگداران و کامنتگذاران دارابکلا یا هر عنوان دیگر، که وبلاگداران وکامنتگذاران یا اشخاص دیگر در حد توان مبالغی به آن تزریق کنند.

دوم اینکه در صورت موافقت و اعلام امادگی حامی مالی حلقه تکیه، میشود از ایشان هم کمک گرفت.

امیدوارم پیشنهاد ارائه شده مورد توجه دوستان قرار گیرد و گامی در جهت عملی کردن این پیشنهاد برداشته شود. و یا حداقل با ارائه پیشنهاداتی بهتر و کامل تر از طرف دوستان اصلاح شود.

در آخر جا داره باز هم از زحمات همه عزیزان فعال در زمینه مدیریت وبلاگ - آقای طالبی، آقای قلی زاده، صادق، ایمان، ادریس، شاهین و مصطفی، قربانعلی، محمد آهنگر، سیروس، مرتضی، نیما که تازه به این عرصه وارد شده، 2فرشته بهشتی، داراب حدیث، 4دوست و سایر وبلاگداران محترم - و همچنین همه عزیزان کامنتگذار- آقای سید علی اصغر شفیعی، دوستمان اقا مهدی، بارزان و اسپایت عزیز، حمید رضا و سایر دوستان کامنتگذار- که با به اشتراک گذاشتن نظراتشان سهمی بزرگ در ارتقا فکری مخطبان دارند، تشکر کنم.

موفق باشید.

                                                                                                علی اکبر طالبی

                                                                                                   24/12/1392  


نوشته شده در تاريخ شنبه 24 اسفند1392 توسط صادق
سلام

دیگه زیبائی های برف این روزها منو هم مجبور کرده یه پست بزارم اینجا

 

مشاهده تصویر با اندازه اصلی

 

مشاهده بقیه عکس ها

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن1392 توسط صادق

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل التهاب دورانها

 کشور  روزهای دشوار

زخمی سربلند بحرانها

ایستادی به جنگ رودررو

خنجر از پشت میزند دشمن

گویی از ما و در نهان برما

وطنم پشت حیله را بشکن

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل التهاب دورانها

رگت امروز تشنه ی عشق است

دل رنجیده خون نمیخواهد

دل تو تا ابد برای تپش

غیر از عشق و جنون نمیخواهد

شرم بر من اگر حریم تو

پیش چشمان من شکسته شود

وای برمن اگر ببینم چشم

رو به رویای عشق بسته شود

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار

زخمی سربلند بحرانها

از تب سرد موجهای خزر

تا خلیجی که فارس بوده و است

می شود با تو دل به دریا زد

می شود با تو دل به دنیا بست

شعری از افشین یداللهی

دانلود ترانه با صدای سالار عقیلی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 بهمن1392 توسط صادق


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 29 دی1392 توسط صادق
سلام

مطالبی که در ادامه مطلب می تونید بخونیدش خاطره ی جالب  "ریچارد فاینمن" فیزیکدان مشهور معاصر از یک ترم تدریسش در برزیله.

هرچند طولانیه اما به نظرم حتما ارزش خوندن رو داره.


برزيل رفتنِ من در چارچوب طرحي بود كه دولت آمريكا منابع مالي‌اش را تأمين مي‌كرد. بنابراين، وقتي برگشتم، وزارت امور خارجه ازم خواست گزارشي از سفرم بنويسم. من هم كليات و مطالب مهم‌تر از سخنراني‌ام در برزيل را براي‌شان نوشتم. بعدها از جايي شنيدم كه در وزارت خارجه‌ يكي‌شان گفته بود : «وقتي يك آدم ساده‌لوح و خطرناك را بفرستي برزيل همين مي‌شود ديگر؛ مردك احمق! فقط بلد است دردسر درست كند. اصلاً نمي‌فهمد چه مشكلاتي هست». كاملاً برعكس! به گمانِ من اين يارو وزارت خارجه‌اي خودش ساده‌لوح بوده كه خيال مي‌كرده هر جايي به اسم دانشگاه، با فهرستي از رشته‌ها و درس‌ها و غيره، واقعاً دانشگاه است.

برای ادامه مطلب اینجا کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 آذر1392 توسط صادق

وبلاگ داران وکامنت گذاران دارابکلا

وعده روز رضای آقای ابراهیم طالبی رو در اینجا ببینید.



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 آذر1392 توسط صادق

دانلود مداحی کربلا (از تو چه پنهون آقا جون..)

محمدباقر قلی زاده

از ﺗﻮ ﭼﻪ ﭘﻨﮫﻮن آﻗﺎﺟﻮن دﯾﮕﻪ اﻣﯿﺪی ﻧﺪارم

ﻋﻤﺮم ﻛﻔﺎف ﺑﺪه ﺑﯿﺎم ﺳﺮ رو ﺿﺮﯾﺤﺖ ﺑﺰارم

ﺣﺴﺮت ﺑﻪ دل ﺗﻮ اﯾﻦ دﯾﺎر زﻧﺪﮔﯽ ﺳﺨﺖ ﺷﺪه ﺑﺮام

ﭼﻨﺪ وﻗﺘﻪ ﺗﻮی ﺧﻠﻮﺗﻢ ﻓﻘﻂ ﺣﺴﯿﻦ و ﻛﺮﺑﻼم

ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره ای ﺧﺪا ﺳﯿﻨﻪ زدن ﺗﻮ ﻛﺮﺑﻼ

ﻏﺴﻞ زﯾﺎرت از ﻓﺮات ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﮔﻨﺒﺪ طﻼ

ﻛﺮﺑﻼ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﻦ دﯾﻮوﻧﻪ ﻛﺮده

اﻟﮫﯽ ﻛﻪ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﯿﺎد ﺗﻮ ﺣﺮﻣﺖ اﻋﺘﻜﺎف ﻛﻨﯿﻢ

ﺑﺎ ﭘﺮﭼﻢ ھﯿﺌﺘﻤﻮن دور ﺿﺮﯾﺢ طﻮاف ﻛﻨﯿﻢ

دم دﻣﺎی ﺳﺤﺮ ﻛﻪ ﺷﺪ از ﺗﻮی ﺑﯿﻦ اﻟﺤﺮﻣﯿﻦ

ﺑﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺣﺮم ﻋﺒﺎس ﻋﻠﻤﺪار ﺣﺴﯿﻦ

ﻛﺮﺑﻼ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﻦ دﯾﻮوﻧﻪ ﻛﺮده

ﺑﺎ ذﻛﺮ ﯾﺎ ام اﻟﺒﻨﯿﻦ ﭘﺎ ﺗﻮی ﺻﺤﻨﺶ ﻣﯽ ذارﯾﻢ

از ﺑﺎرﮔﺎه ﺑﺎ ﺻﻔﺎش ﺳﻮﻏﺎﺗﯽ ﺗﺮﺑﺖ ﻣﯿﺎرﯾﻢ

ﻏﺼﻪ ﻛﺮﺑﻼت آﻗﺎ ﻋﻘﺪه ﺗﻮی ﮔﻠﻮم ﺷﺪه

ﯾﻪ ﻋﻤﺮﯾﻪ زﯾﺎرت ﺣﺮﯾﻤﺖ آرزوم ﺷﺪه

ﻣﯿﮕﻦ ﻧﻤﯽ دوﻧﯽ ﭼﻘﺪر ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺑﯿﻦ اﻟﺤﺮﻣﯿﻦ

دور ﺗﺎ دورش ﻧﺨﻼی ﺻﻒ ﺻﻔﺎ ﻣﯿﺪن ﻋﺎﻟﻤﯿﻦ

ھﻤﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﻛﺮﺑﻼ ﻛﺒﻮد رﻧﮓ آﺳﻤﻮن

اﻧﮕﺎر ﯾﻪ دﻧﯿﺎی دﯾﮕﺴﺖ ﻛﻪ ﭘﺎ ﻣﯿﺪه ﺑﺮا ﺟﻨﻮن

ﻛﺮﺑﻼ ﻋﺸﻘﺖ ﻣﻦ دﯾﻮوﻧﻪ ﻛﺮده


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 آبان1392 توسط صادق
سلام

ازینکه مدتیه نیستم و همچنان نخواهم بود معذورم.

از همه دوستانی که تو این مدت نظر دادند و یا انتقاد داشتند -ضمن تشکر- عذرخواهی میکنم که نتونستم جواب بدم.


آقای طالبی، فرمودید قضای جواب سلام باطله، بله حق با شماست ولی بی ادبی می دونم این قضا رو هرچند باطل بجا نیارم. این قضای باطل رو به بزرگواریتون از بنده بپذیرید.

حضور بزرگوارانی چون شما، نیلی آرام، آقای شفیعی، یاس و سایر دوستانی که تشریف میارن و نظر میدن و انتقاد میکنند مایه افتخار و غرور ماست و از جهتی هم مایه شرمندگی، که نمیتونیم میزبانی شایسته برای شما بزرگواران باشیم.

 حضور میهمانانی چون شما، میزبانی رو برای ما بسیار بسیار دشوار می کنه! و چاره ای نمیبینیم جز اینکه رندی کنیم و شما رو صاحب خونه بنامیم تا  از شما کمک بگیریم برای میزبانیه شایسته.

جامعه دارابکلا و بخصوص ما جوونا نیازه شدیدی به اساتیدی چون شما داریم برای رشد. می دونم جامعه دارابکلا قدردان اساتیدی چون شما نبوده و نیست، اما از خدا میخوام به ما این توفیق رو بده تا بتونیم با کمکه شما بزرگواران اول خودمون رو و بعد جامعه مون رو اصلاح کنیم. ازینکه مدتی در این کلاس غایبم ناراحتم و امید وارم این غیبت طولانی نشه و بتونم زودتر در این کلاس حاضر شم.

در مورد پست "حقیقتی کوچک" ، چون آدمه تنبلی هستم و قلم روانی ندارم و البته هم سواده کافی! بیشتر پست هائی که میزارم کپی برداریه از چیز هائی که تو وب جلب توجه میکنند و فکر میکنم میتونه برای دوستان هم جالب باشه. نقد شما و آقا امین بجا و پسندیده بود! حتما ازین به بعد بیشتر توجه می کنم و ازینکه به موقع پاسخگو نبودم مجددا عذر خواهی می کنم.



در مورد وبسایت هم لازمه توضیحی بدم. چون طراحی وبسایت زمانبر و هزینه بر هست و هزینش هم برای ما نسبتا زیاد خواهد بود، به دنبال روشی بودیم تا به کمک دوستان با حداقل هزینه این امکان رو فراهم کنیم که متاسفانه مسائلی پیش اومد که تا بحال میسر نشد.

امیدوارم طی دو هفته آینده بتونیم نسخه آزمایشی این وبسایت رو با حداقل امکانات در دسترس قرار بدیم و تکمیل امکاناتش رو به شش ماهه دیگه موکول کنیم. برنامه مفصلی خواهیم داشت به امید خدا و یاری شما دوستان.

همون طوری که آقا ایمان گفتند ما آمادگی کامل داریم برا درج مطالب دوستان در این وبلاگ. و همچنین حاضریم در صورت درخواسته دوستان نام کاربری و رمز ورود هم در اختیارشون قرار بدیم تا بتونند مستقیما درج مطلب داشته باشند.

با توجه به شرایتمون فعلا ظرفیتمون بیشتر ازین نیست! شرمنده همه مخاطبین!


سرتونو درد آوردم!!

یا حق


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 آبان1392 توسط صادق
حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را 100% بسازند!!!

 اگر

A  B C  D  E F G H I   J   K   L   M   N   O   P  Q   R   S  T   U   V  W  X   Y    Z

معادل باشدبا

26 25 24 23 22 21 20 19 18 17 16 15 14 13 12 11 10 9 8 7 6  5  4  3  2  1

 (تلاش سخت) Hard work

 H+A+R+D+W+O+ R+K

 8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

 (دانش) Knowledge

 K+N+O+W+L+E+ D+G+E

 11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

 (عشق) Love

 L+O+V+E

 12+15+22+5=54%

خیلی از ما فکر میکردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟!!!

پس چه چیز 100% را میسازد؟؟؟

 (پول) Money

 M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

 (رهبری) Leadership

 L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

 12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

پس برای رسیدن به اوج چه کنیم؟

 (نگرش) Attitude

 1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد.

 نگرش همه چیز را عوض میکند، نگرشت را عوض کن همه چیز عوض میشود...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 24 شهریور1392 توسط صادق

ميگويند در كشور ژاپن مرد ميليونري زندگي ميكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و داروها را مصرف كرده بود اما نتيجه چنداني نگرفته بود. وي پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده ميبيند. وي به راهب مراجعه ميكند و راهب نيز پس از معاينه وي به او پيشنهاد می کند كه مدتي به هيچ رنگي جز رنگ سبز نگاه نكند.وي پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي كند .


همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتي رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين مي يابد.


بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از راهب، وي را به منزلش دعوت مي نمايد. راهب نيز كه با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه اي به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتي به محضر بيمارش ميرسد از او مي پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته؟ مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد: " بله. اما اين گرانترين مداوايي بود كه تاكنون داشته."


مرد راهب با تعجب به بيمارش ميگويد بالعكس اين ارزانترين نسخه اي بوده كه تاكنون تجويز كرده ام. براي مداواي چشم دردتان، تنها كافي بود عينكي با شيشه سبز خريداري كنيد و هيچ نيازي به اين همه مخارج نبود. براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي ، بلكه با تغيير چشم اندازت ميتواني دنيا را به كام خود درآوري.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 شهریور1392 توسط صادق


شخصی به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کرد: حسن خلق چیست؟ 
امام فرمودند: اینکه فروتنی کنی و خوش‌سخن باشی و با برادرت، با خوشرویی برخورد کنی. (اصول کافی، ج 3، ص 162)


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 شهریور1392 توسط صادق

کانـــدیدا، رأی آورد!

 

تابـــلو، نقاش را ثروتمند کرد!

 

شــــعرِ شاعر، به چند زبان ترجمه شد!

 

کـــارگردان، جایزه ها را درو کرد!

 

و هنوز سر همان چهار راه واکس می زند

 

کـــــــــودکی که همیشه بهترین "ســــــوژه" است!


قابل توجه شوراهاي دور چهارم، كه آماده شدن ديگه همين روزا پا به عرصه خدمت تو دارابكلا بذارن!

يادتون نره حرفائي كه زديد و قولهائي كه داديد. فراموش نكنيد جوونا و مردمی رو که با رای اونا این فرصت رو برای خدمتِ بهشون بدست آوردین.

نکنه از راه انداختن کار مردم دلزده شین، نکنه از انگیزتون برای آبادانی دارابکلا کم شه...

ما هم ازينجا اعلان آمادگي مي كنيم براي همراهي و همیاري جوونا با شما.

به اميد فردائي آباد



نوشته شده در تاريخ جمعه 8 شهریور1392 توسط صادق
از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
پرسیدند: چه کسی؟

بیل گیتس ادامه داد: سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی به اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش!

سه ماه بعد بر حسب تصادف باز توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش می‌بخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می‌گوید؟!

بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته ...
یک ماه و نیم تحقیق کردند تا متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛
از او پرسیدم: منو میشناسی؟
گفت: بله! جنابعالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا می‌دونی چه کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چطوری؟
گفتم: هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم.
(خود بیل‌گیتس می‌گوید این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم: هرچی که بخواهی!
اون جوان دوباره پرسید: واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام داده‌ام، به اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم.
جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟
گفت: می‌خواهی اما نمی‌تونی جبران کنی.
پرسیدم: چرا نمی‌توانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس می‌گوید: همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست.
--------------------------------------------
خيلي وقتا از خدا مي خوايم كه بمون دارائي زيادي بده تا ببخشيم، غافل از اينكه...


برچسب‌ها: ثروتمند, بخشش, بيل گيتس
نوشته شده در تاريخ جمعه 1 شهریور1392 توسط صادق

گفتم يه گزارش تصويري بذارم از برنامه هاي ماه مبارك رمضان

چون زياده ميذارم تو ادامه مطلب

توصيه مي كنم حتما ببينيد و نظر بديد.


 ادامه مطلب 




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 25 مرداد1392 توسط صادق
محفل انس با قرآن امسال كمي تا قسمتي متفاوت از سالهاي پيش بود.

 و نقطه عطف اين تفاوت هم در اجراي مجري اين برنامه بود! كه البته به نظرم چندان متناسب با يه برنامه انس با قرآن نبود. ولي همين كه از يك نواختي ساليانه خارج شد رضايت بخش بود.

دوستان لطفا نظر بدين در مورد جزئيات برنامه اين شب. و البته اگه پيشنهادي هم داريد مبذول بفرمائيد... 

 

سرود جمهوري اسلامي ابتداي برنامه

قرائت قاري توانمند داخلي آقاي موسوي

اجراي زيباي گروه تواشيح

اجراي مسابقه توسط مجري

(نمي دونم موضوع مسابقش چه ربطي به شبي با قرآن داشت؟!)

و در انتها هم قرائت زيباي قاري كشوري آقاي عاليشاه

اينم نمايشگاه كتاب

در حاشيه محفل انس با قرآن كريم

خدا قوت


نوشته شده در تاريخ شنبه 19 مرداد1392 توسط صادق

اسامي برندگان سري سوم مسابقه قرآني

محمد

چلوئی

رضا

محمد مهدی

ملائی

صادق

بلور

آهنگر

رمضان

سید محمد رضا

صالحی

 

محمود

کارگر

محمد

هاجر

آهنگر

 

سید اسمعیل

حسینی

سید علی

رقیه

شهابی

خلیل

فاطمه

آفاقی

رحمان

طاهره

آهنگر

مهدی


نوشته شده در تاريخ شنبه 19 مرداد1392 توسط صادق

  

 

با تشکر از دوست خوبمون

آقای سید مهدی دارابی

قابل ذكره كه اين بازي ها كه بعد از لغو يك هفته اي به خاطر دعوا و حركات عجيب و غريب تماشا گران دوباره ادامه پيدا كرده بود، با درگيريه شديدي كه تو بازي بسيج و خيبر بوجود آمد! به كل لغو شد!!!

دوستان اگه كسي تو اين زمينه دست به قلم شه خوشحال مي شيم از انتشار مطلب در تحليل اين وقايع!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 مرداد1392 توسط صادق
سلام

یکی دیگه از اتفاقات خوبی که قبلا گفته بودیم قراره بیفته، جلسات پرسش و پاسخه!

قراره فعلا هفته ای دو جلسه، هر جلسه با موضوع خاص و حضور اساتید مختلف برگزار شه.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امشب اولین جلسه پرسش و پاسخ تو مسجد جامع دارابکلا برگزار میشه.

موضوع این جلسه مسائل شیعه و سنی هست.

پاسخ دهنده به سوالات هم حاج آقای نجفی.

ساعت 11 شب.

از همه علاقه مندان (البته آقایان) از همینجا دعوت به عمل میاد. (ببخشید که دیر اطلاع رسانی شد.)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جلسه دوم  پرسش و پاسخ، ادامه جلسه اول

چهارشنبه، ساعت 11 شب.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 تیر1392 توسط صادق
سلام

جمعه یه مسابقه قرآنی تو مسجد شروع شد، شما هم میتونید تو این مسابقه شرکت کنید.

کافیه فایل سوالها رو از اینجا دانلود کنید، تو یه کاغذ A5 پرینت برگیرید و بعد از جواب دادنشون اونو به آقا جعفر غلامی (متولی مسجد) تحویل بدین.

چهارشنبه شب هم آخرین مهلت تحویله. جمعه ای که در پیش رو داریم به 10 نفر به قید قرعه جایزه( شما فکر کنید نفیس) هم میدن.

یا حق


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 30 تیر1392 توسط صادق
سلام

فردا (البته امروز) جمعه بعد از نماز ظهر قراره يه اتفاق هائي بيفته تو مسجد جامع دارابكلا 

- اوليش برگزاريه يه مسابقه قرآنيه كه جزئياتشو فردا بيشتر با شما درميون ميزاريم.

- و دوميش هم حضور دکتر سید مهدی احمدی به عنوان سخنران بعد از نماز ظهره.

 

 دكتر احمدي رییس کمیسون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر ساري و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد هستند.

سوابق علمی و آموزشی:

 دارای مدرک کارشناسی رشته فقه و حقوق اسلامی با معدل 19/05 (از واحد نوشهر چالوس)- 1369

2  دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته الهیات و معارف اسلامی با معدل18/57 (از واحد تهران مرکزی)-1371

 دارای مدرک دانشوری در رشته فقه و حقوق اسلامی با معدل 17/87 (از واحد علوم و تحقیقات)-1381    

4 دکترای زبانشناسی(از دانشگاه دولتی ارمنستان. 2012)

5- دکترای رشته فقه و حقوق اسلامی در واحد علوم و تحقیقات.

 عضو هیأت علمی تمام وقت دانشگاه با 20 سال سابقه تدریس در دانشگاههای دولتی و آزاد استان.

7- پژوهشگر برگزیده دانشگاه در سال 1390.

براي آشنائي بيشتر باهاشون مي تونيد از اينجا ديدن كنيد.


نوشته شده در تاريخ جمعه 28 تیر1392 توسط صادق

 

 

«كوله بارت بربند ! شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد , كه به مقصد برسيم ! بشناسيم خدا و بفهميم كه يك عمرچه غافل بوديم ! مي شود  آسان رفت ، مي شود كاري كردكه رضا باشد او ! اي سبكبال دراين راه شگرف ، در دعاي سحرت درمناجات خدايي شدنت  ! هرگز از ياد مبر من جا مانده بسي محتاجم.»

امسال جمعی از جوونای محل همت کردن و به همراه بزرگتر ها تو غبار روبی مسجد واسه محیا شدن برای ماه مبارک رمضان شرکت کردن. خدا قوت

به نظرم مییشه برنامه ریزی بهتری داشت واسه این روز و با یه شکل خاصی اون رو برگزار کرد.

اینم واسه شروع خوب بود.

 

 

 

 

 

 

اتفاقای خوب دیگه ای هم قرار تو این ماه مبارک بیفته که بزودی اطلاع رسانی میشه

  

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تیر1392 توسط صادق
همون بچه هانُ اومدن اردو

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تیر1392 توسط صادق
یادش به خیر...

یادمه سال اول راهنمائی سر کلاس نشسته بودیم که ناظم (یا شاید مدیر) مدرسمون اومد سر کلاس و از ما خواست هرکی دوست داره عضو گروه سرود محل بشه بیاد بیرون...

خدا بیامرزه سید احمد موسوی رو، با آقای شاه علی اومده بودن مدرسه ازما تست صدا گرفتن..

اینطوری شد که ما عضو گروه سرود محلمون شدیم و واسه هرمناسبتی تو مسجد سر مردمو می بردیم.

(جالبه که ما هر چهار نفرمون عضو این گروه بودیم!)

سید احمد که خیلی زود مارو گذاشت و رفت...

ما موندیم و آقای شاه علی، دستش درد نکنه، خیلی زحمت کشید واسه ما!

عمر کاری گروهمون نسبتا زیاد بود، یادم نمیاد تا کی، شاید تا اواخر سالهای دبیرستان، بقیه دوستان اگه یادشونه کمک کنن..

عمرمون که بسر اومد دیگه کسی رهرو راهمون نشد، تا چند سال بعد که از خاکسترمون ققنوسی زاده شد و آوازش تو منطقه و شهرستان های اطراف هم پیچید، یه بار هم از طریق شبکه استانی مهمون خونه های مردم شدیم ولی عمر این ققنوس به سال هم نرسید و پرپر شد..

.

.

همه اینارو گفتم که بگم سالهاست برنامه های مناسبتی مسجد خیلی ساده برگزار میشه، و برای برنامه هائی مثل شبی با قرآن، باید از بیرون گروه سرود بیاریم...

سالهاست که فعالیتهای فرهنگی دارابکلا به خواب عمیقی فرو رفته که این یه گوشه کوچیکشه!!

.

.

و بعده سالها نیمه شعبان امسال شاهد اجرای گروه سرود نونهالامون بودیم.

 

 


 

 

خدا قوت

از طرف خودم تقدیر و تشکر میکنم از آقا سعید چلوئی که زحمت آماده سازی این گروه رو کشیدن.

چون میدونم چقدر درد سر داره سرو کله زدن با بچه های تو این سن و سال و هماهنگ کردنشون، اونم بدون هیچ چشمداشتی!!!

انشالا شاهد ادامه فعالیتهاشون باشیم! شبی با قرآن امسال منتظرتون هستیم...

یا حق


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تیر1392 توسط صادق

 

 

Please Wait...


نوشته شده در تاريخ جمعه 7 تیر1392 توسط صادق
یکی از صبح‌های سرد ماه ژانویه در سال ۲۰۰۷، مردی در متروی واشنگتن، ویولن می نواخت.

او به مدت ۴۵ دقیقه، ۶ قطعه از باخ را نواخت.
در این مدت، تقریبا دو هزار نفر وارد ایستگاه شدند، بیشتر آنها سر کارشان می‌رفتند.
بعد از سه دقیقه یک مرد میانسال، متوجه نواخته شدن موسیقی شد.
او سرعت حرکتش را کم کرد و چند ثانیه ایستاد، سپس عجله کرد تا دیرش نشود.

۴ دقیقه بعد:
ویولنیست، نخستین دلارش را دریافت کرد. یک زن پول را در کلاه انداخت و بدون توقف به حرکت خود ادامه داد.

۵ دقیقه بعد:
مرد جوانی به دیوار تکیه داد و به او گوش داد، سپس به ساعتش نگاه کرد و رفت.

۱۰ دقیقه بعد:
پسربچه سه‌ساله‌ای که در حالی که مادرش با عجله دستش را می‌کشید، ایستاد. ولی مادرش دستش را محکم کشید و او را همراه برد. پسربچه در حالی که دور می‌شد، به عقب نگاه می‌کرد و
ویولنیست را می‌دید.

چند بچه دیگر هم کار مشابهی کردند، اما همه پدرها و مادرها بچه‌ها را مجبور کردند که نایستند و سریع با آنها بروند.

۴۵ دقیقه بعد:
نوازنده بی‌توقف می‌نواخت. تنها شش نفر مدت کوتاهی ایستادند و گوش کردند. بیست نفر پول دادند، ولی به مسیر خود بدون توقف ادامه داند. ویولینست، در مجموع ۳۲ دلار کاسب شد.

یک ساعت بعد:
مرد، نواختن موسیقی را قطع کرد. هیچ کس متوجه قطع موسیقی نشد...
.

.

.
بله. هیچ کس این نوازنده را نمی‌شناخت و نمی‌دانست که او «جاشوآ بل» است، یکی از بزرگ‌ترین موسیقی‌دان‌های دنیا.

او یکی از بهترین و پیچیده‌ترین قطعات موسیقی را که تا حال نوشته شده، با ویولن‌اش که ۳.۵ میلیون دلار می‌ارزید، نواخته بود.

تنها دو روز قبل، جاشوآ بل در بوستون کنسترتی داشت که قیمت هر بلیط ورودی‌اش به طور متوسط ۱۰۰ دلار بود.

واشنگتن پست در جریان یک آزمایش اجتماعی با موضوع ادراک، سلیقه و ترجیحات مردم، ترتیبی داده بود که جاشوآ بل به صورت ناشناس در ایستگاه مترو بنوازد. سؤالاتی که بعد از خواندن این حکایت در ذهن ایجاد می‌شوند در یک محیط معمولی در یک ساعت نامناسب، آیا ما متوجه زیبایی می‌شویم؟ آیا برای قدردانی و لذت بردن از این زیبایی توقف می‌کنیم؟ آیا ما می توانیم نبوغ و استعداد را در یک بافت غیرمنتظره، کشف کنیم؟

اگر ما یک لحظه وقت برای ایستادن و گوش فرا دادن به یکی از بهترین موسیقی‌دان‌های دنیا که در حال نواختن یکی از بهترین موسیقی‌های نوشته شده با یکی از بهترین سازهای دنیاست نداریم پس چطور زیبایی های اطرافمان را درک می کنیم؟


نوشته شده در تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1392 توسط صادق
گرگ نهان
نوشته شده در تاريخ شنبه 21 اردیبهشت1392 توسط صادق
دل من تنها بود...
دل من هرزه نبود!
دل من عادت داشت
که بماند یک جا!
به کجا؟
معلوم است...
"به در خانه ی تو"
دل من عادت داشت، که بماند آنجا!
پشت یک پرده ی توری، که تو هر روز آنرا
به کناری بزنی.
دل من ساکن دیوار و دری
که تو هر روز از آن می گذری...
دل من ساکن دستان تو بود...
دل من گوشه ی یک باغچه بود!
که تو هر روز به آن می نگری!
راستی...
"دل من را دیدی؟؟؟"


برچسب‌ها: دارابكلا
نوشته شده در تاريخ جمعه 20 اردیبهشت1392 توسط صادق

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین

 

 

شاگرد پرسید؟ پس ازدواج چیست؟

استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟

شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.


نوشته شده در تاريخ جمعه 6 بهمن1391 توسط صادق

 

مرز در عقل و جنون باريك است
كفر و ايمان چه به هم نزديك است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ويراني و بهت مردم

گيسويت تعزيتي از رويا
شب طولاني خون تا فردا

خون چرا در رگ من زنجير است
زخم من تشنه تر از شمشير است

مستم از جام تهي حيراني
باده نوشيده شده پنهاني
باده نوشيده شده پنهاني

عشق تو پشت جنون محو شده
هوشياريست مگو سهو شده

من و رسوايي و اين بار گناه
نو و تنهايي و آن چشم سياه

از من تازه مسلمان بگذر بگذر
بگذر از سر پيمان بگذر بگذر

دين ديوانه به دين عشق تو شد
جاده ي شك به يقين عشق تو شد

مستم از جام تهي حيراني
باده نوشيده شده پنهاني
باده نوشيده شده پنهاني

دانلود موسيقي  با صداي «عليرضا قرباني» شعر از «افشين يداللهي» و آهنگ و تنظيم آن از «فريدون خلعتبري» است..


برچسب‌ها: عليرضا قرباني, شب دهم, افشين يداللهي
نوشته شده در تاريخ جمعه 15 دی1391 توسط صادق

می دانی؟     

یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

باید به خودت استراحت بدهي....

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.
حسين پناهي


نوشته شده در تاريخ شنبه 18 آذر1391 توسط صادق

اسامی قبول شدگان دانشگاه  1391  دارابکلا

ردیف

نام و نام خانوادگی

رشته قبولی

نام شهرستان

1

عادل طالبی

ارشد - مهندسی سازه عمران

ملی قم

2

زهیر دباغیان

ارشد - مهندسی شیمی جداسازی

شبانه بابل

3

مجتبی دباغیان

ارشد - مهندسی برق الکترونیک

شاهین شهر

4

عباس مهاجر

ارشد - هوافضا

تهران

5

سیدمریم شفیعی

ارشد – پرستاری

تهران

6

 محمد رحیمی

 ارشد – مهندسی عمران  راه و ترابری علوم تحقیقات

تهران

7

مطهره رمضانی

فیزیک جامدادت

روزانه بابلسر

8

علی اصغر طالبی

برق و کنترل

بابل

9

حمیده آهنگر

پرستاری

بابل

10

فاطمه دارابکلایی

زیست شناسی

قائم شهر

11

فاطمه آفاقی

صنعتی

قائم شهر

12

معظمه آهنگر

مترجمی زبان

پیام نور آمل

13

فاطمه مختاری

حسابداری

پیام نور ساری

14

کمیل مختاری

حسابداری

آزاد نکا

15

محمد آهنگر دهیار

کاردانی برق

آزاد ساری

16

زبیده آفاقی

زیست شناسی

پیام نور ساری

17

مهدی رمضانی (اکبر)

مهندسی شیمی

پیام نور ساری

18

امیر چلویی (رحمان)

مهندسی کامپیوتر

پیام نور ساری

19

حسن آهنگر (عقیل)

مهندسی کامپیوتر

پیام نور ساری

20

قربانعلی طالبی

علوم اقتصاد

پیام نور بهشهر

21

سیدکمیل حسینی

حسابداری غیرانتفاعی

ساری

22

زهره بابویه

نساجی

اصفهان

23

فاطمه جنگلبان

علوم تربیتی

بهشهر

24

فاضله چلاوی

الکترونیک

گرگان

25

تکتم آفاقی

مدیریت صنعتی

پیام نورساری

26

فاطمه چلویی(اکبر)

پرستاری-روزانه

ساری

27

فاطمه آهنگر(عقیل)

کتابداری-پیام نور

قائم شهر

28

زهراآهنگر(عقیل)

مهندسی کامپیوتر

پیام نور ساری

29

عيسي ملايي (حسن)

عمران

پیام نور ساری

30

خانم ... آهنگر

مهندسیی صنایع

گرگان

31

رضا بابویه (اکبر)

کاردانی کامپیوتر

روزانه بهشهر

32

محمد چلوئی(علیرضا)

مهندسی صنایع

پیام نور ساری

33

عادله دارابکلایی

مهندسی صنایع

پیام نور ساری

34

احسان درخوش

الكتروتكنيك- تاسيسات

امام محمدباقر(ع)

35

محمد آهنگر (حسين)

برق

ساري

۳۶

 

 

 

۳۷

 

 

 

۳۸

 

 منبع: دارابکلا 20


برچسب‌ها: اسامی قبول شدگان دانشگاه 1391 دارابکلا
نوشته شده در تاريخ شنبه 15 مهر1391 توسط صادق
  1_ ذهنم کلمات را به بازي گرفته و رفتارم زندگي را.
  2_ آن قدر دوست داشتني بود که ايستاده هم به دل مي نشست.
  3_ نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.
  4_ این «مردم» باید عوض شوند وگرنه «دولت» مردمی دیگر انتخاب خواهد کرد.
  5_ نشر اکاذیب یعنی ستایش مدیران نالایق.
  6_ اگر حرف مفت را می خریدند خیلی ها میلیاردر بودند.
  7_ بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.
  8_دروغگو آدم بدی نیست , چون میداند حقیقت تلخ است , لذا باعث اوقات تلخی مردم نمی شود.
 9_ همسر با گذشتی است , از من هم گذشت.
 10_ بجز سیاستمدران , بنی آدم اعضای یک پیکرند.
  11_ باز هم فراموش کردم فراموشش کنم.
  12_ وجدان چیزی است که انسان را از لذت بردن هنگام گناه باز می دارد.
  13_ دروغ يعني تقديم هديه شيطان به ديگران.
  14_قند خون مزه تلخي به زندگي مي دهد.
  15_به خاطر پايمال کردن حقوق ديگران کفش هايش را محاکمه کردند.
  16_بعضي ها باهم مي خورند و بعضي ها به هم.
  17_ فرياد از سکوت تقاضاي پناهندگي کرد.
  18_ ديوار جدايي را عدم تفاهم مي چيند.
  19_ آن هايي که زبانشان دراز است شخصيتي کوتاه دارند.
  20_ پشه ها با پوست تنم دارت بازي مي کنند.
  21_ خيلي ها بزرگ مي شوند اما به بزرگي نمي رسند.
  22_ گاهي به نحو ناهنجاري به هنجارها مي رسيم.
  23_ بيشتر اوقات، موهاي سرم را با لالايي سشوار مي خوابانم.
  24_ دلم براي آدم هاي گرسنه کباب است.
  25_مخرب ترين اسلحه زمان، زبان است.
  26_آن ها که بلند فکر مي کنند، هيچ وقت کوتاه نمي آيند.
  27_وقتي کاسه سرم داغ مي شود، افکارم را فوت مي کنم.
  28_ مثل زود پز باش , در حالی که می جوشی به آرامی سوت بزن.
  29_ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.
  30_ گل شیپوری نوازنده بزرگ ارکستر باغ است.
  31_ در مسابقه ماست خوری همه روسفید شدند.
  32_ شنا کردن در جهت جریان آب , از ماهی مرده هم بر می آید.
  33_ در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم.
  34_ در امواج نگاهش این کشتی دلم بود که غرق شد.
  35_ چشمانش شور بود اما خودش بی نمک.
  36_ فردای کشورهای عقب افتاده , دیروز کشورهای متمدن است.
  37_ ولخرجی های زیاد , دخلم را درآورد.
  38_ زیبایی اش را به لوازم آرایشش تبریک گفتم.
  39_ گاهی حتی تاجر نمک هم نمک نشناس می شود.
  40_ یعضی ها صدایشان ضعیف است و بعضی ها گوش هایشان کثیف.
  41_ بعضی از محرم ها با یک نقطه مجرم می شوند.
  42_ برای آنکه از خاطرات دوران مجردی لذت ببرد , ازدواج کرد.
  43_ امید بخشیدن بی هدف به مردم مثل آب دادن به گلهای کاغذی است.
  44_ سایه ها در هوای ابری خستگی در می کنند.
  45_ اگر خودتان را به آن راه زده اید , مواظب باشید گم نشوید.
  46_ اون هایی که شما را آدم حساب نمی کنند , ریاضی بلد نیستند.
  47_ برای آن که «آینده»اش را خراب کنند «حال»ش را گرفتند.
  48_ وقتي به «گذشته» بر مي گردم از «حال» مي روم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 شهریور1391 توسط صادق

زني را...

زني را مي شناسم من

که شوق بال و پر دارد

ولي از بس که پر شور است

دو صد بيم از سفر دارد...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 مرداد1391 توسط صادق